نوشتار عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان گرامی و گرانقدر
در این ویلاگ تلاش بر آن است که بتوانیم مباحثی در حوزه های زیر را تقدیم حضور دوستان نماییم:
1.مدیریت بازرگانی
2.عدالت
3.آموزش و پرورش
این حوزه های علاقه من می باشند که در این حوزه ها مشغول به فعالیت های تحقیقاتی و آموزشی هستم.

۱۸ مطلب با موضوع «عدالت» ثبت شده است

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۷
حسین یزدی

عدالت و موصوعات مختلف

عدالت به عنوان راهبردی خاص در حوزه های مختلف و با مفاهیم مختلفی همراه می گردد و این همراهی موجب معنا بخشی بهتر و دقیق تر به معنای عدالت در کانتکس مورد نظر و یا در ساختار متنی مورد نظر می گردد.

 به عنوان مثال عدالت در متون فقهی به مثابه عدالت فقهی مطرح می گردد و در راستای شناسایی ویژگی های امام عادل به بحث وگفت و گو می پردازد. 

یا هم چنین عدالت در حوزه اقتصادی دارای معانی مختلفی می گردد و وقتی این کلمه را در کنار کلماتی همچون فقر، نابرابری و مواردی از این دست قرار می دهیم موضوع را بصورتی با دیدگاه نگاهی جامعه شناسانه به موضوع عدالت نگاه انداخته ایم.

اما زمانی که از همین واژه عدالت در حوزه عدالت اقتضادی با کلماتی مانند ربا و فساد اداری و اقتصادی و رشوه و مواردی از این قبیل گره می زنیم معنایی جدید از عدالت را به دست می آوریم.

هم چنین عدالت در حوزه های دیگر همچون سیاست گذاری و سیاست به معنای کلی به معنای تدبیر امور را اگر در نظر بگیریم روش های مختلف حکومت داری و سیاست ورزی و انواع مختلف سیاست و حکومت ها خود نشان دهنده این موضوع می باشد که عدالت در این ساختار دارای معنایی دیگر و مفهومی جدید و تازه می باشد. 

به عنوان مثال عدالت در رابطه با سیاست مداران عادل و سیاست مداری عادلانه و هم چنین سیاست گذاری عادلانه می تواند مباحثی را مورد توجه قرار داده و در این راستا به بررسی شاخص های عادلانه در هر کدام از بخش های فوق بپردازد. 

که از جمله این موارد را در نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر می توان به بهترین شکل یافت.

هم چنین قرار گیری واژه عدالت در کنار واژه هایی همچون بیکاری و حقوق و مزایا نیز معانی خاصی را به خود می گیرد که در این راستا به تشکیل مفاهیمی همچون برابری یا نابرابری و یا شایستگی و استحقاق برای شناخت بهتر واژه عدالت رو می آوریم.

موضوع شناسی

شناخت مولفه های اصلی عدالت در هر حوزه نیازمند بررسی دقیق و شناخت موضوع محور هر بخش به مثابه بخش مورد توجه و رابطه آن با بخش عدالت پژوهی می باشد. یعنی از ابتدا شناخت موضوع عدالت به خودی خود و به قولی رئوس ثمانیه آن خود موضوعیت پیدا می کند. و از طرف دیگر به دلیل اطلاق واژه عدالت و این که عدالت به مثابه یک واژه در تمامی موضوعات مورد توجه قرار می گیرد. نیازمند شناخت واژه عدالت در حوزه های مورد نظر نیز می باشیم.

و این مهم نیازمند شناخت موضوع مورد نظر و شناخت موضوع عدالت در موضوع مورد نظر می باشد

ارزش مطلق و رابطه آن با علم دینی

 اطلاق واژه عدالت و این که یک ارزش مطلق می باشد را اگر بخواهیم بهتر درک نماییم باید به این مثال توجه نماییم که عدالت در هر مکان و زمانی دارای ارزش می باشد و نمی توان گفت که عدالت در همان زمان و مکان بد است. با این که اقتضائات عدالت می تواند متغیر باشد.

اما اطلاق ارزشی واژه عدالت بخشی جدا از اقتضایی بودن اجرای عدالت می کند. یعنی آن چیزی که باید مد نظر قرار بگیرد آن است که مطلق بودن ارزش عدالت ربطی به اقتضایی بودن اجرای این ارزش ندارد. ارزش را اگر بخواهیم بهتر بشناسیم به نظر می رسد که عدالت را باید مقوله ای از جنس ارزش بدانیم. حال آیا می توان گقت که عدالت به عنوان یک علم مطرح می باشد؟ و آیا چنین واژه ای دارای علم می باشد؟ و یا این که به تنهایی این یک امر ارزشی صرف می باشد؟ 

در این راستا اگر بخواهیم به رابطه میان ارزش و دانش بپردازیم باید با مراجعه به کتب از علم سکولار تا علم دینی و کتاب هویت علم دینی دکتر خسروپناه و کتاب منزلت عفل در هندسه مهرفت دینی و هم چنین نظریات علمای اسلامی در مورد رابطه ارزش و دانش مراجعه نماییم.

به عنوان مثال آیت الله جوادی آملی از طرفی علم را مقوله ای با عنوان کشف واقع می نامند و از طرف دیگر عقل را نیز مقوله ای ارزشی می دانند و قائل به قرار گیری عقل در حوزه دین می نمایند و پیامبران را در این امر مسئولانی برای به انجام رسیدن این اهداف می دانند(لیثیروا لهم دفائن العقول) و در رابطه هایی که ایشان در سخنان خویش  با استفاده از بیانات امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه و سایر کتب همچون قرآن و آیات و روایات مطرح به بحث می پردازند عدالت را امری هماهنگ با عقل می شمارند. و به عنوان میوه ای از میوه های عقل آن را به شمار می آورند.که به نظر می رسد چنین موضوعی خود رابطه عدالت و علم را تا اندازه ای نمایان می سازد.

و آن این که عدالت به مثابه یک امر بر خاسته از عقل و نقل می باشد. و چیزی جدا از این دو نیست. اما در جایگاه دیگر امام خمینی (ره) همین موضوع عدالت را وقتی در اسماء الهی مطرح می نمایند آن را حاکم بر تمامی اسماء الهی می دانند که خود این موضوع نکته قابل توجه و بررسی و پیگیری می باشد.

و یا در سخنان آیت الله عابدینی در مورد حکومت عدل مهدوی این نکته که سه ضلع حکومت مهدوی یکی عقلانیت و دیگری معنوبت و دبگری عدالت می باشدکه ایشان این موضوع را مطرح می نمایند که عدالت به عنوان جاکم بر این دو موضوع وارد میدان عمل می گردند که شناخت این امر نیز نیازمند توجه و دقت بیشتری می باشد. و آن چه به نظر بنده می رسد این نکته می باشد که باید به نکات آیات و روایت دقت نماییم و ببینیم که کدامین روش بهترین روش می باشد؟

بن مایه نگاه به عدالت 

که همان روش همان راه و روش حق و حقیقت است زیرا منشا آن صدق و صداقت و راستگویی می باشد ولی در جایگاه مقابل این دیدگاه شما این موضوع کذب و دروغگویی و افترا را می بینید. و این خود نشان دهنده ماهیت آن موضوع مورد نظر و مورد بحث می باشد. و این نشان دهنده قرار گیری جریانی به نام حق در مقابل جریایی به نام باطل می نماید. که در جریان حق ما نگاهمان را نگاهی مبتنی بر سه رکن اصلی جکومت علوی و حکومت مهدوی و جکومت حسینی و حکومت نبوی و بصورت کلی جکومت و سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) و هم چنین ائمه معصومین علیهم السلام قرار بدهیم.و باید در شناخت مصادیق حق طلبی صحیح و شناخت باطل و دشمنی با آن ( اشداء علی الکفار رحماو بینهم ) به خوبی عمل نماییم.

نگاهی منطومه وار و متوجه به منابع معرفتی

و به نکات مختلف رفتار ائمه معصومین علیهم السلام و آن منطق عملی ثابت ایشان در هر زمینه ای دست بیابیم.که این مهم حاصل نمی شود مگر با داشتن نگاهی نظام مند و هم چنین داشتن روشی صحبح برای یافتن مولفه های مختلف موضوع عدالت در سایر موضوعات و هم چنین شناخت روابط عدالت و سایر مفاهیم و موضوعات که به نظر می رسد که باید سیستم داینامیک عدالت را بهتر شناخت و تجلیل و رصد نمود. و در این راستا ساختاری شبکه ای از مفاهیم عدالت را داشته باشیم در هر موضوع مختلف و روابط آن با سایر شبکه های مفاهیم را سنجیده و اولویت های اجرایی و عملکردی آن را در راستای اجرایی سازی موضوع عدالت به دست دهیم.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۷ ، ۰۲:۰۷
حسین یزدی
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه به نظرم آمد تا در مورد موضوع فساد اقتصادی و اقتصاد سیاسی در این زمینه بنویسم این موضوع مهم بود که فساد اقتصادی و جهت گیری اقتصاد سیاسی در این فساد های اقتصادی را ارتباط میان این دو را بهتر و بیشتر درک نماییم و بتوانیم از آن تصویر بهتری را درک کنیم.
موش و گربه بازی
یکی از جالاتی که می توان با استفاده از آن در زمینه شکاف و رصد اطلاعات و دستگیری این موارد به عمل آورد وجود قوانینی در این راستا هستند. اما نکته این جاست که قوانین به تنهایی راهکار نهایی برای حل مشکل فساد شبکه ای و زیرزمینی و هم چنین شبکه های مافیایی در زمینه های اقتصادی نمی باشد. و به دلیل شناخت پنهان این موارد و این نکته که نمی توان به همین سادگی این روابط را کشف نمود و اثبات کرد که چنین ارتباطاتی در این زمینه وجود دارد باید شاخص ها و ارزیابی های دقیق تری را در این حوزه مورد توجه و دقت قرار دهیم. زیرا در حال حاضر نگاه به ساک پولی فرد قاچاقچی و چنین مواردی دیگر امری مرسوم نیست و چنین نیست که قاچاقچی با ساکی پر از پول به سمت مرز های کشور رفته و پس از تحویل کالای مورد نیاز خویش و رد و بدل کالا چنین کاری انجام گردد. 
پازل های موجود
بلکه باید توجه را عمیق تر نمود و به شناخت بهتری از این قضیه رسید که چنین اموری در یک جهت گیری کلان فکری و در یک پازل فکری می تواند قرار بگیرد و این پازل فکری می تواند جهت رشد و رونق بازار های سرمایه و تولید و کالای خویش از راهبرد های رشوه و از این قبیل موارد در راستای بهبود فرایند های خویش استفاده نماید.
پس توجه به این نکته که ما در این پازل ها نیز می توانیم قرار بگیریم نکته ای مهم می باشد. زیرا با قرار گیری در پازل هایی که جهت گیری مفسدانه با شعار هایی امنیت طلبانه و شفافیت طلب می تواند قضیه را به عکس وخیم تر نماید. زیرا چنین امری موجب در هم پیچیده شدن کلاف فساد در یک شبکه ی روابط و یک مافیای پنهان خواهد شد. و در این جا شناخت روابط را به سمت نیت خوانی و ذهن خوانی هایی سوق خواهد داد که در آن ها خطای شناختی نیز موثر واقع خواهند شد و شناخت این موارد را با سختی هایی مواجه می سازند. و البته امر قضاوت را از طریق شناخت های سطحی نمی توان مورد اعتبار و تایید قرار داد.
شبکه های نفوذی
در این جا بنده نمی خواهم تئوری توطئه را مطرح نمایم بلکه توجه به این نکته که هر کشوری دارای دشمنی است و این دشمن از طرق مختلف برای راهبرد به سیاست ها و امور مختلف آن کشور مورد انتظار می باشد امری کاملا صحیح و کاملا مقبولی است و احتیاط در این جایگاه از شروط عقل می باشد. به همان صورتی که پدر و مادری که فرزند خویش را دوست دارند او را از شرایط خطر ساز دور می نمایند.
اما نکته ای که مورد توجه هست شناخت شبکه های نفوذی و ارتباطات این موارد با هم می باشد. شناخت این مسیر نیازمند شاخص هایی برای ارزیابی این موارد و تاثیر این موارد بر سهام بازار ها و هم چنین مواردی از قبیل رانت های اطلاعاتی و  از این دست موارد می باشد.
مولفه های حفره قاچاق
آنچه به نظرم می رسد آن است که در قاچاق کالا چندین مولفه را می توان مورد بررسی و دقت قرار داد: 
یکی از آن ها وظایف دولت می باشد.
دیگری وظایف مردم و رسانه های مطبوعاتی است 
و دیگری سیستم های رصد اطلاعاتی که در این زمینه مورد بررسی و دقت قرار می گیرند و 
مورد دیگر نیز سنجش اقتصاد کشور ها با ابزار هایی برای شناخت حفره قاجاق در این زمینه و ارزش بازار قاچاق در هر کشوری می باشد. که در این زمینه می توان از کاهش ارزش واردات از ارزش صادرات کم نمود تا آن چه باقی می ماند به عنوان ارزش حفره قاچاق به حساب آید.
فاسد ترین کشور ها از لحاظ اقتصادی
  1. سومالی
  2. سودان جنوبی
  3. سوریه
  4. افغانستان
  5. یمن/سودان
  6. کره شمالی/ گینه استوایی/ گینه بیسائو/ لیبی
  7. عراق/ ونزوئلا
  8. آنگولا/ ترکمنستان
  9. اریتره/ چاد
  10. جمهوری دموکراتیک کنگو/ کامبوج/ تاجیکستان
معرفی کتاب
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۰۲:۰۱
حسین یزدی
بسم الله الرحمن الرحیم 
روح دربرگیرنده یا نقطه اتکایی؟
به نظر می رسد که این دو مفهوم بالا دارای اشتراکاتی از لحاظ معنایی می باشند اما لزوما نمی توان چنین گفت که لزوما این دو مفهوم دارای یک معنا می باشند. 
برای شناخت روح در برگیزنده عدالت آنچه به نظر می رسد نگاه به قرآن و هدف های قرآن و روح معنای قرآن کریم و سیره اهل بیت علیهم صلوات الله می باشد.
در این میان آنچه بیشتر به چشم می آید همان تفکر حق و تفکر باطل می باشد. یعنی اگر بخواهیم آن دسته بندی و آن روج کلی را بدست آوریم ابتدائا باید دسته بندی های مفاهیم قرآنی را به دست بیاوریم و پس از به دست آوردن لیستی از مفاهیم و دسته بندی های قرآن کریم و روایاتی که مورد نظر هست بتوانیم آن روح کلی موضوع را بیرون بکشیم و بتوانیم از آن متون استنباط داشته باشیم. 
تقاوت روح دربرگیرنده و نقطه اتکایی در این است که در روح در برگیرنده ما نگاهی نگرش مآبانه به موضوع داشته و داریم ولی در نقطه اتکایی تاکید بر معنا و عینیت صرف نیست بلکه تاکید بیشتر در نقطه راهبردی و اجرایی مساله می باشد. 
یعنی با ایجاد نقطه اتکایی می توان آن روح دربرگیرنده معنای عدالت را در هر بخشی حاکم ساخت. 
رابطه عدالت با حق و باطل
آن چه در موضوع عدالت خود را می نمایاند رابطه عدالت با حق و صدق است و هم چنین رابطه ظلم و جور با باطل و کذب است. 
یعنی اگر بخواهیم زیربنای اساسی موضوع عدالت را شناسایی نماییم نظام حق و حق محوری به میان می آید و در مقابل اگر بخواهیم زیر بنای بی عدالتی و ظلم و جور را بازشناسی کنیم به آن منطقه و ناحیه ای می رسیم که در آن محیط باطل و دروغ و دروغگویی رخ می دهد و گزاره های کاذب موجود می باشد. 
این گزاره های صادق نشان از هماهنگی با نظام هستی داشته و گزاره های کاذب یعنی گزاره هایی که در هماهنگی با نظام هستی دارای نقص و عیب می باشند. به عنوان مثال آیه ای از آیات قرآن کریم در حوزه شناخت حق و باطل به ما ملاک می دهد و این نکته را در بر می گیرد که باطل همچون کف های روی آب می مانند که از بین خواهند رفت و آن چه سودمند است و فایده دارد همان حق است و همان صدق است که می ماند.
"فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الحق و الباطل"
شناخت حق و باطل
در راستای شناخت حق و باطل نیز با شناخت مصادیق رشد و مصادیق غی می توان مسیر را از بی راهه تشخیص داد. "قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لا انفصام لها والله سمیع علیم الله ولی الذین ءامنوا یخرچهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون"
یعنی شناخت رشد و غی با شناخت مبینات و پس از شناخت مبینات حرکت به سمت ایمان بالله و کفر بالطاغوت می باشد چنان که در آیه ی دیگری از آیات قرآن کریم این امر به 

رابطه جق محوری با حرکت در مسیر اهل البیت علیهم صلوات الله 
علی حبه جنه فسیم النار و الجنه 
وصی المصطفی حقا 
امام الانس و الجنه 
این حسن کیست که جان ها به فدای او باد.
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست.
اللهم عرفنی حجتک ...

نقطه اتکایی عدالت در هر زمینه ای متفاوت می باشد
نیازمندی به شناخت زمینه و نیازمند شناخت جایگاه کار در حوزه عدالت می باشیم تا بتوانیم بر اساس مولفه های ساختاری و هم چنین نهادی و رفتاری و مواردی از این دست بتوانیم راهبرد هایی را در هر حوزه ای پی گیری نمود و نقطه اثرگذاری و کلیدی آن را در بخش های مختلف رصد نمود.
به عنوان مثال در پدیده کنکور آن نقطه اتکایی تغییر جهت گیری آموزشی و راهبردهای یادگیری و ارزیابی در مدارس می باشد. تا به سمت آموزش تفکر محور و پژوهش محور و کاربردی حرکت نماییم. و این راهبرد خود می تواند روح حاکم بر آموزش را نیز در بربگیرد. که این تنها در حوزه آموزشی آموزش و پرورش مد نظر قرار می گیرد. 
اما آنچه در حوزه عدالت آموزشی باید مد نظر قرار بگیرد تنظیم گری نهاد های آموزشی و حرکت به سمت روح عدالت آموزشی در این میان می باشد.
یا مواردی دیگر که می توان آن ها را در حوزه عدالت اقتصادی و حوزه های دیگر مورد بررسی و مطالعه قرار داد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۸
حسین یزدی

جهاد در کدام عرصه و جهاد به چه معنایی به کار می رود؟

جهاد را اگر بخواهیم که معنا نماییم به این موضوع پی می بریم که جهاد در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) به معنای مبارزه بوده است. و نه به معنای مطلق تلاش کردن.

وگرنه بنده هم دارم تلاش می کنم. 

این تلاش کردن اما در جهت خاضی نیست بلکه تلاش می کنم برای تلاش و خود تلاش برای من هدف غایی می نماید. اما در منطق نگاه حضرت آیت الله خامنه ای این موضوع را نمی توان مشاهده نمود که جهاد به معنای تلاش باشد بلکه جهاد به معنای مبارزه می باشد.

و این جهاد در راستای دشمنی است و مقابله ای دارد و این مقابله است که جریان حق را معنا می بخشد و جریان رقیب را در هم می کوید.

نظریه مقاومت و نگاه آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)

در همین جهت اگر بخواهیم نگاهی به دیدگاه حضرت آقا به مطلب نظریه مقاومت بیندازیم در خواهیم یافت که نظریه مقاومت نیز از همین نگاه و از همین دید نشات می گیرد. و این موضوع را ما در جنگ سی و سه روزه لبنان می بینیم. و این وعده الهی است که فرموده شده است. وانتم الاعلون ان کنتم مومنین. و خداوند بر این عهد خویش را مسئول نامیده است. چنان که فرموده است: و کان عهد الله مسئولا.

جهت گیری باید به سمت جهاد باشد جهاد چندین بخش دارد در زمینه های مختلف می توان جهاد را مطرح نمود. زمینه های آن می تواند منظر علمی داشته باشد. می تواند جهت اخلاقی داشته باشد(جهاد اصغر و جهاد اکیر) و می تواند جهادی باشد که در راستای جنگ سخت و نرم تعریف گردد. این معانی همه به آن جا خواهد رسید که ما نیازمند به پدافندی در راستای جهت گیری های مختلف هستیم تا بتوانیم از آن به بهترین نحو در ترویج نظریه مقاومت و هم چنین اشاعه این نظریه در کشور های اسلامی ایفا نماییم و آن را با نظریه صدور انقلاب گره زده و به عنوان نشانه ای از جهت گیری های کلان و جهانی اسلام به شمار آوریم. 

که در مورد نگاه جهانی اسلام باید به احادیث و روایات و این که این قرآن هدی للناس و موعظه للمتقین هست اشاره نماییم و این که در زمان حکومت مهدوی این موضوع مطرح می گردد که آیا امام زمان تنها برای شیعیان قیام می نمایند؟ که در جواب گفته می شود که خیر. بلکه ایشان برای این که زمین را پر از عدل و قسط نمایند این کار را انجام می دهد. البته کسانی که بیشتر نفع خواهند برد مستضعفین می باشند که این مستضعفین نیز دارای مصادیقی می باشد که در مجال های بعدی به بحث در حوزه مستضعفین و مصداق های آن خواهیم پرداخت.

معنای زندگی و ایمان، معنای زندگی و شناخت

اگر بخواهیم معنای زندگی را تعریف نماییم تعاریف مختلف و متعددی را شاهد هستیم اما آنجه در نگاه اسلامی به آن می رسیم همان نگاه ایمان است که با شناخت صرف فرق دارد. شاید کسی حق و حقیقت را بشناسد اما در این راستا حرکت نکند. اما کسی که ایمان دارد این فرد کسی است که در این راستا متعهدانه و مسئولانه به خویش نگاه می نماید و دستورات حق تعالی را متوجه خویش می داند. و این نگاه باعث خواهد شد تا در برابر حقوق الهی خاضع باشد و از طرف دیگر مسئولیت پذیر نیز باشد. یعنی هم مسئولیت پذیر باشد و هم آزاد. یعنی آزادی را از مسئولیت پذیری در مقابل حقوق الهی بدست بیاورد و بداند که این جهان جهانی عبث نیست. و این خلایی را که اندیشمندان غربی مطرح کرده اند را و باعث ایجاد خلایی در ذهن انسانیان گشته است را کنار گذارده و بلکه به سمتی حرکت کنند که این معنا به جایگاه اصلی خویش بازگردد. که در این راستا می توان موضوعاتی از قبیل معنای زندگی را شناخت و دید که معنای زندگی جیست. و رابطه آن با اعتقاد به خدا و باور به خدا و عمل کردن به آن اعتقادات برسد و ایمان متعهدانه را شکل دهد. به آن چیزی ایمان گفته می شود که در راستای آن عمل تحقق یابد. و منجر به تغییر رفتار گردد.

جهت گیری زندگی مومنانه 

اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک منه عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون 

که در این جایگاه وقتی ما تقسیم بندی الهی را مشاهده می نماییم به این نکته می رسیم که این جهت گیری ها جهت گیری های صرفی نبوده است و جهت گیری بی هدف و بی غایت و بی ارزش و بی تعلق نبوده است. بلکه جهت گیری جهت گیری ای بوده است که حق و باطل را جدا از هم می داند و نه مخلوط در هم. یومن ببعض و نکفر ببعض را نفی می نماید. و این خود نشانه ای است از این که در این جا ما کسی را داریم و آن همان پروردگار متعال و رب الارباب می باشد. که لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر. که چشم های جهانیان او را نمی بیند. اما او تمام جهانیان را مشاهده می نماید. و اوست همان بخشنده آگاه. 

در یکی از بخش های کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن آیه ای را که مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) شرح داده شده است به این نکته می رسیم که در این آیه که فرموده شده است ربنا ماخلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار. این نشان از آن دارد که جهان بی هدف و بی غایت رها نگردیده است. بلکه تمام این ها دارای اهدافی بوده است از جمله تعالی و تکامل انسان. و دیگر آن که به آن جایگاهی برسد که این جهان در راستای آن هدف خلق گردیده است. 


منتظر نظرات و پیشنهاد های شما برای بهبود موضوعات هستیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۷
حسین یزدی
بسم الله الرحمن الرحیم 
بر آن شدم تا در حوزه رابطه معنای زندگی و ارزش های بشری همچون عدالت و تکامل و رشد و آزادی و ... بنویسم تا شما هم نظرات خود را در مورد آن به من منتقل کنید و بتوان از آن برای فهم هر چه بهتر معنای زندگی و ارتباط آن با فعل اخلاقی بحث بیشتری داشته باشیم.
پیشفرض اصلی ما در این جایگاه بحث در صورتی است که خدایی وجود دارد و ما افرادی خدا باور هستیم. و می دانیم که کسی هست که بر ما نظاره گر هست. و بر اعمال ما شاهد هست. و گویا ما مانند بازیگرانی هستیم در این جایگاه و در این فیلم و نمایشنامه الهی و ازلی در حال بازیگری هستیم. اگر ما به عنوان بازیگرانی در یک جایگاه انتخاب گردیم چگونه خواهیم بود؟ آیا مانند بقیه به سمتی حرکت می کنیم و می گوییم گویا همه باید به این سمت و سو حرکت نماییم. یا اصلا عدم تحرک را به مثابه حقیقت و آن جان الامر حقیقی در نظر می گیریم؟ به نظر می رسد که انسان در وجود خویش قوه ای دارد و آن قوه کمال طلب که بالذات دارای ارزش هستند را به انسان می نمایاند. و به او هشدار می دهد و به او آلارم ها و زنگ هشدار هایی را می دهد که تو یک فرد که بخوری و بخوابی و بلند شوی و بروی به سر کار و دوباره بیایی بخوری و بخوابی و فکری هم بکنی و ... تا زندگی خوبی داشته باشی نیستی. یا هستی؟ 
نظر شما چیست؟
نظر شما در مورد این که زندگی باید دارای یک روال مشخص باشد کدام است؟ و آیا اصلا روند زندگی بشر چنین می نمایاند؟ آنچه در تاریخ زندگی بشریت به دست می رسد آن است که آدمی در طول سالیان زندگی اش با پستی ها و بلندی های بسیاری روبرو می گردد. از طرق دیگر همین انسان است که نیاز هایی دارد و این نیاز ها او را در راستای تکامل و رشد به سمت بالا حرکت می دهند. برخی از نیاز های او سیری ناپذیر هستند و برخی از نیاز های او کاذب و دروغین هستند گرچه نیاز به شمار آیند. یعنی نمی توان تمامی نیاز ها را به یک گونه شناخت و گفت آنچه موجب تکامل بشر می گردد برطرف کردن نیاز ها می باشد. بلکه باید گفت شناخت دقیق نیاز ها و جایگذاری آن ها در جایگاه صحیح هست که می تواند زندگی را ایجاد نماید. چنان که در حدیثی از ائمه معصومین علیهم السلام داریم که فرمودند لو عدل فی الناس لاستغنوا. این بدان معناست که اگر در میان مردم عدالت برقرار گردد مردم احساس بی نیازی می کنند. این اجساس بی نیازی خود از مولفه های یک زندگی صحیح و یک زندگی دارای معنا است.
عدالت خواهی و زندگی قرآنی
حال در این جا اگر بخواهیم عدالت را به مثابه یک ارزش و آن هم ارزشی مطلق به حساب بیاوریم این موضوع را مشاهده می کنیم که این ارزش و ارزش هایی همچون تکامل و رشد در راستای هم قرار می گیرند. یعنی اگر ما معنای زندگی را هدف زندگی بدانیم (لیبلوکم ایکم احسن عملا)(و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) بدانیم این معنا گره خورده با ارزش هایی است و یکی از آن ارزش ها عدالت است. همین که عدالت داشته باشیم و همین که احساس رضایت از اجرای عدالت داشته باشیم و همین که ظلم ستیز باشیم خود نشان دهنده آن است که زندگی ما دارای معناست. این در صورتی است که ما برای زندگی هدفی را مشخص نماییم. که در تعابیر دینی نیز ما چنین جایگاهی را برای زندگی می بینیم. در آیه ای دیگر نیز داریم که (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط) یعنی هدف از ارسال رسل و انزال کتب و میزان به همراه ایشان هدف قیام مردم به قسط و عدالت خواهی بوده است.
عدالت خواهی و زندگی مهدوی
در این موضوع اگر بخواهیم نگاه و دیدگاه مشهور و غالب را در مورد حکومت مهدوی و در کل زندگی ائمه معصومین مورد دقت و بررسی قرار دهیم به این نکته خواهیم رسید که ارزش ها به گونه ای نیستند که امروز ارزش باشند و فردا ضد ارزش بلکه ارزش ها ارزش هایی مطلق هستند و این ارزش ها چه در جایگاه امام علی علیه السلام و چه در جایگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد اجرا و عمل قرار می گرفتند.  وقتی امام علی علیه السلام در جایگاهی که برادرش از او درخواست مالی از بیت المال را می نماید ایشان دست ایشان را به آتش نزدیک می کنند و از این کار منع می کنند و آتش این دنیا را به مثابه ی تصویری از عالم بالاتر به عقیل برادرشان نشان می دهند این نشان از بزرگ منشی و زندگی ای دارد که در راستا و در جهت گیری های بزرگتری بنا نهاده شده است. و این جهت گیری ها جهت گیری هایی جهان شمول می باشد. چنان که در روایات آمده است که وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور پیدا می کنند در راستای تشکیل حکومت و پس از استقرار حکومت مهدوی در راستای عدالت و برداشتن ظلم از جهان و جهانیان می کوشند. چنان که در حدیثی آمده است. یملا الله به الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا. که در این جا کلمه ارض نشان دهنده جهان شمول بودن این خواسته و این ارزش در تعالیم اسلامی داشته و دارد.
زندگی سعایت مندانه و عدالت خواهی
در حدیث دیگری از یکی از ائمه معصومین علیهم السلام داریم که فرموده اند فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق. یعنی اگر زندگی وسیع و زندگی دارای گشایشی را خواهان هستید باید زندگی خویش را بر پایه عدالت و عدالت طلبی بنا نمایید. 
در آیه ی دیگری از قرآن کریم داریم که می فرماید: (ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتائ ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر یعظکم لعلکم تذکرون) که اگر به این آیه نیز نگاه نماییم بدین موضوع پی خواهیم برد که زندگی بر پایه و در راستای عمل به دستورات حق تعالی است که می تواند جهت گیری زندگی را برپایه حق و حقیقت طلبی بکشاند و تکامل حقیقی و اصلی را کسی جز خداوند که عالم مطلق و عادل مطلق و خیر محض می باشد کس دیگری نمی تواند انجام دهد. 
در جای دیگر می فرماید (الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء و الله یعظکم مغفره منه و فضلا و الله واسع علیم) یعنی در راه حق طلبی و حق جویی شیطان به دنبال تله گذاری هایی است که آدمی را به فقر و نداری وعده بدهد و این وعده منجز به آن خواهد شد که ما به سمت فقر و پس از آن به سمت کفر نعم الهی پیش برویم. و این کفر ما را از جایگاه اصلی خویش خارج نماید. 
جایگاهی که خدا برای ما در این نظام آفرینش قرار داده است جایگاهی بالاتر از این موارد و این وعده های پوچ و توخالی می باشد و همین بس که این وعده های پوچ و توخالی را کنار بگذاریم و در جهت تحقق مسیری که حق تعالی برای ما ترسیم نموده است حرکت نماییم.
مردم و زندگی
در این مسیر افراد بیمار، افراد سالم، افراد فقیر و ندار و افراد ثروتمند و متمول را می توانی مشاهده نمایی. همچنین می بینی افرادی را که از سر پول پرستی بر کوس بد مستی می کوبند و از طرف افرادی را نیز می بینی که با نداری ها ساخته و زندگانی را در سایه حق تعالی می گذرانند. و در ازای هر نعمت حق تعالی شکر و در برابر مصیبت ها نیز شکر به عمل می آورند. و مقام شکر را شناخته و می شناسند و می دانند که (لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید) که در حدیثی داریم که وقتی نعمت ها به شما روی می آورند با افزایش شکر از زوال آن نعمت الهی جلوگیری نمایید. (حکمتی از نهج البلاغه) 
زندگی عادلانه یا عادلانه زندگی کردن یا زندگی کردن بدون عدالت
ما در این راستا کدام یک از این زندگی ها را انتخاب می نماییم. و دلیل آن چیست؟ و اگر بخواهیم که زندگیمان را وقف هدفی بنماییم کدام هدف را سرلوحه کار خویش قرار خواهیم داد؟ (نظرات خودتون را برامون ارسال بفرمایید)
فرق زندگی عادلانه با عادلانه زندگی کردن چیه؟ وقتی من زندگی عادلانه ای دارم آیا لزوما به این معناست که من دارم عادلانه زندگی می کنم؟ به نظر می رسد که وقتی بخواهیم یک زندگی خوب را وصف نماییم زندگی ای را وصف می کنیم که جهت گیری آن جهت گیری تکامل و رشد و پیشرفت باشد. و در این راستا بصورت عاقلانه و با دوراندیشی و تفکر جهت گیری های خویش را مشخص نماید. و در راستای حهت گیری های کلان راهبردهای خرد تری را برای خویش تعریف نماید و به قولی سبک زندگی داشته باشد. 
سیره محمدی(ص)
سبک زندگی پیامبر اکرم (ص) و سیره نبوی (ص) در این راستا کمک کار خوبی است جهت ارتقا وسعت دید و نگاه ما به زندگی و سبک زندگی. 
و عجب پیامبری داشتیم پیامبر مهر و مخبت و عطوفت و مهربانی که در این راستا او را در راستای ابلاغ رسالت و اتمام نعمت چه خوب عمل نمود و چه خوب تبلیغ اسلام نمود. و این است منطق اسلام. و این است رفتار پیامبر اکرم (ص). پیامبری که با این که بر سر ایشان خاکروبه ها ریختند اما چنان بر دعوت مردم اصرار داشت که به او گفته شد. (لعلک باخع نفسک الا یکونوا مومنین). کسی که ظلم را پذیرا نبود اما وقتی طلم را در حق خود می دید کنار می کشید. و عجب رفتاری داشت پیامبر اکرم (ص).
و السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۷ ، ۰۱:۲۰
حسین یزدی

In the name of Allah

What is social justice


What is social justice

Social justice is an concept that is take from the social problems. When we see the problems or issues in our village or our city or our country and the world we go to solve this problems and issues. When we see the children that they are work because of the effect of poverty on them we get upset but it is not enough for solving this problem and this issue. Or other examples that we can say is divorcing that is a social problem and etc.

Social justice says that I can solve this problem with the combination between two and three or more sciences. Like law science, philosophy of morality, political philosophy, management, economic philosophy and other sciences that can get a tool for solving these problems.

For example when we want to have a social justice in education system we need to know that those sciences to have a better recognition about this problem. We need to know the economic structure of education system and the management of education system to get a strategy to solve the problem.

Social justice in our country and other countries depends on systems of governing. For example in Iran we should get a strategy of Islamic science about justice not the readings of Jhon lock about justice or the other theories about justice.

In our country we need to have a conversation group about this knowledge. This knowledge is a interdisciplinary knowledge and we need this knowledge in our software movement to have a good society that get to development our country and our world. Because the goal of Islamic science and knowledge is get to the better world.

And in the final of this essay I want to say a verse of quran that says that:

"لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز"

And the other point of this essay is this part that we need to the other perspective of justice that libertarians says and the other perspectives but these aren’t enough because we need a theory that is rose up from our documents and our Islamic education like Quran and the hadiths. And the other sciences that get us to solve the social justice problems.

Thank you from your attention to this essay.

Please get to have a good society by cooperating together. And have a shared value in our connections to go to the strategy of development.





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۷ ، ۰۱:۲۰
حسین یزدی

یکی از نکات کاربردی در حوزه پژوهش های کاربردی در راستای پژوهش های قرآنی در رشته های علوم انسانی و تحقیقات میان رشته ای و فرارشته ای می توان از جمله زیر بخش های زبان شناسی و کلمه شناسی و پاتولوژی کلمه و ساختار شناسی متن می باشد. در این راستا در جهت تقویت این مبانی و روش ها و عملکرد پژوهشی در این حوزه نیازمند بررسی هایی هستیم تا بتوانیم در این راستا بر اساس مبانی معرفت شناسی قرآن کریم و نهج البلاغه و سایر موراد بتوانیم در شناخت هر چه بهتر منظومه قرآن کریم در راستای زندگی بشری قدم برداریم.

در این راستا کارگاه معنا شناسی تقوا در قرآن کریم توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سی ام آبان ماه 1397 در محل این سازمان برگزار میگردد.

جهت ثبت نام می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید.

tam.ihcs.ac.ir

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۷ ، ۱۵:۵۷
حسین یزدی


نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

مؤلف: آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى

تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

ناشر: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)

نوبت و تاریخ چاپ: پنچم، تابستان 1394

چاپ: زلال کوثر

شمارگان : 1000‌‌‌                         قیمت: 18000 تومان

 

مرکز پخش : قم، خیابان شهدا، کوی ممتاز، پلاک 38.

تلفن و نمابر: 37742326-025

6-120-411-964 :شابک

کلیه حقوق براى ناشر محفوظ است

جهت مشاهده کتاب به لینک زیر مراجعه نمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۴
حسین یزدی
بسم الله الرحمن الرحیم 
یکی از سوالاتی که می توان به وسیله آن به شناخت بیشتر مساله عدالت اقتصادی پرداخت این سوال می تواند باشد که راهکار های دولت برای ایجاد عدالت اقتصادی کدام است و این راهبردها چگونه می باشند.
البته این سوال زمانی مطرح می شود که از مبانی فلسفی و معرفت شناختی عدالت در حوزه ثبوتی گذر کرده باشیم و پس از بیان آن ها به عنوان شاخص های کلان برای ایجاد یک جامعه عادلانه از لحاظ اقتصادی موارد را در آورده باشیم. و پس از آن به این سوال که جال راهکارهای آن و راهبرد های ما بر اساس همان مبانی نظری کدام است. 
پس در این جا شناخت اولیه نظریات مطرح در حوزه عدالت لازم می نماید. در این راستا کتابی نظریه محور نه مساله محور با نام کتاب نظریه های عدالت را می توان معرفی نمود که توسط دکتر احمد واعظی از کسانی که در حوزه فلسفه اسلامی و فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی کار های گرانبهایی داشته اند و بخشی دیگر از کتاب های تالیفی ایشان نیز منزلت عقل در هندسه معرفت دینی از منظر آیت الله جوادی آملی نیز کتاب معروفی از کتب تالیف شده ایشان می باشند. 
Related image
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۷ ، ۰۱:۲۳
حسین یزدی